جوينده يابنده :)

۱-بومي ها ميگن از قرار امسال زمستون سختي داريم J

2-ديشب آخرين كشيك روز تعطيل ايام طرح رو هم دادم J كشيك خوبي بود  مخصوصا با امداد غيبي خداوندي كه از عصر باريدن گرفت و راهها رو بست و ملت هميشه در صحنه اينجا رو كه با كوچكترين علامتي راهي دكتر ميشن و اگه از آسمون سنگ هم بياد جلودارشون نيست خونه نشين كردJبر آسمان  بسيااااااااار درود فرستادم ديروزJ

3-ديروز بين مريضها يه فيلم ديدم : a walk to remember  و جاي پس رو خالي كردم كه باز بخنده و بگه فيلم گروه الف نگاه ميكني؟؟؟.......قشنگ بيدJ

3-داشتم فكر ميكردم كه مدتهاست گورگوردره توي بودن بچه ها برام معني ميگيره....از كي انقده به اين با هم بودن خو كردم نميدونم ولي ديروز هي تو پانسيون دنبال آني ميگشتم و هاش...واقعا گورگوردره بدون بچه ها يه تيكه خيلييييييييييييي بزرگش رو كم دارهJ

4-رفتم با رييس مركز عزيز صحبت كردم براي پايان طرح...گفت بمون اصلا كجا ميخواي بري و وقتي گفتم كه ميخوام برن درس بخونم براي سال ديگه گفت هيچ مشكلي نيست هر چقدر مرخصيت مونده ميتوني بذاري آخر و زودتر بريJJ كليييييييي خوش به حالم شد بهم گفته بودن كه زودتر از يك هفته نميذارن برم و اين  حرف رييس عزيز كلي دل گرم كننده ست هر چند  فكر كنم خيلي كه زودتر بيام 10 روز زودتره J

5-به هم هم كوچولو بادوم زميني ميده و ميگه ببر براي خاله شقايق .يه نگه به من ميكنه و يه نگاه به مامانش و فوري بادوم رو درسته ميذاره توي دهنش....ميگه ا؟مال خاله بود و يكي ديگه ميده دستش و ميگه خب اين رو ببر بده به خاله شقايق....با قدمهاي كوچولوش قل قل ميخوره و بادوم به دست مياد به سمتم...دستش رو ميكشه و بادوم رو ميگيره طرفم و تا ميام دستم رو دراز كنم فوري دست كوچولوش رو پس ميكشه و در حالي كه چشماش ميخنده بادوم رو به زوووور ميچپونه تو دهنشJ)))))))

6-هاهاها اداره مهربون شده....بن كالاي نيمه دوم امسال بهمون 80 تومن كارت خريد پارسيان دادن.. J

7- آقا پاسكالي تخليه ميكنيم در سه سوت J)))))))البته ميدونم كه باورش سخته ولي خب خودمون 4 تايي  شاهد خوبي بر اين مدعا هستيمJ))

8-يه روز نشسته بودم تو درمانگاه و از سختيهايي كه اون اوائل اينجا تحمل كردم ميگفتم...يه جور خاطره گويي بود...من بودم و مسوول بهداشت خانواده مون كه يه دختر شيطونه و البته مسوول پذيرش.....گذشت...عصر بعد از ساعت كاري بود و تازه رفته بودم دراز بكشم كه ديدم در ميزنن..صداي مسوول پذيرش از پشت در اومد كه خانم دكتر آنتن براتون آوردم اجازه ميدين وصل كنم؟؟در رو باز كردم البته با دهن بااااااااااز و گفتم اين چه كاريه؟؟چرا زحمت كشيدين؟چيزي نگفت....رفت و توي سرماي واقعا خشك كننده انتن رو برام نصب كرد و وقتي اومد كانالها رو تنظيم كنه گفت ما خيلييييييي ادمهاي بدي بوديم خانم دكتر كه اون اوائل حواسمون بهت نبوده ...حرفهاي ظهرت مثل پتك بود...شرمنده شدم  حالا لااقل اين مدتي كه هستي تلوزيونت خوب بگيره ...واااااااااااااي اصلا باورم نميشد...هر چي بهش گفتم اين چه حرفيه تازه وارد شدن به يه محيط هميشه اولش سخته زير بار نرفت كه نرفت كه نرفت...ولي ميگما اگه ميدونستم زودتر داستان سوزناك روزهاي اول رو تعريف ميكردم آخه  واقعا انتن برقي خووووووووووووووووب چيزيه آقا خووووووووووووب J)

9-بالاخره منم تو گورگوردره آلبوم جديد عصار رو يافتمJ) فرداي اون روز كه تو وبلاگ رضا خوندم كه آلبومش دراومده  خوشحال و خندون رفتم دنبالش..يادم نبود كه اينجا گورگوردره ست و همه چيز با تاخير هزاااار ساله  نسبت به تهران اتفاق ميفته!!خلاصه همه قروه و رزن رو متر كرديم و يافت مي نشد!سرعت اينترنت هم كه اينجا پايينه و نشد خودم دانلود كنمش تا اينكه ماماي عزيز امروز يه سي دي بهم كادو داد كه وقتي گذاشتمش كه بخونه فرياد خوشحاليم رفت هواJ))))) حالا نگو همدان هم  هنوز آلبوم جديدش نيومده بوده ويكي از نوار فروشها از اينترنت  گرفته بوده و داده به ماماي عزيز...خلااااااصه اينچنين بنده هم بعد از بال بال زدن هاي بسياااار عصار دار شدم و اگه از حس نوستالژيك  بعضي از آهنگهاش فاكتور بگيرم ميتونم بگم كه عااااااااااااااالي بودJ فقط من هنوز نفهميدم كه تو فاصله اين دو سال چي شد!!!! دو سال پيش كه رفتم  كنسرتش كلي از اين اهنگها رو مثل بغض و نهان مكن و اون يكي كه ميگه بر ما هر انچه كه لايق ما هست ميرود  رو با فواد حجازي اجرا كرد و تازه گفتش كه آلبومش دو سه ماه ديگه مياد!دو ماه شد دو سال و فواد حجازي هم تبديل شد به شهداد روحاني!

راستي اون آهنگش هم كه راجع به ايرانه هر چند هر چند به پاي خليج تا ابد فارس نميرسه ولي بازم عرق وطن پرستي آدم رو بدجوري قلقلك ميده J

10-

وقتي كه خوابي نيمه شب       تو را نگاه ميكنم

زيباييت را با بهار                     گاه اشتباه ميكنم

 از شرم سر انگشت من          پيشانيت تر ميشود

عطر تنت ميبيچد و                  دنيا معطر ميشود

گيسوت تابي ميخورد               ميلغزد از بازوي تو

 از شانه جاري ميشود             چون آبشاري موي تو

 چون برگ گل در بسترم           مي گستراني بوي خود

من را نوازش ميكني                بر مهربان زانوي خود

......

 آسيمه ميخيزم ز خواب            تو نيستي اما دگر

اي عشق من بي من كجا         تنها نرو من را ببر

 من بي تو ميميرم نرو              من بي تو ميميرم بمان

 با من بمان زين پس دگر          هر چه تو ميگويي همان!

در خواب آخر عشق من            در برگ گل پيچيدمت

 ميخوابم اي زيباترين                در خواب شايد ديدمت!

 

/ 6 نظر / 7 بازدید
زيرآواری ازرويا

سلام .می خواستم با ناراحتی بنويسم هر ديدی وفق سنت بازديدی هم داره مونده بودم ناراحتی رو چه جوری روی مدارهای الکترونيکی ترجمه کنم گفتم حالا يه سر بزنم به وبم زدم و بعله بالاخره بانوی گورگوردره التفات فرموده بعد از سه سلام يه عليک گفتن که آخر هم معلوم شد ازشوق اتمام طرح می باشد که ما هم خدا قوت و خسته نباشيد ابراز می نماييم .پاينده باشيد..

علی مقيمی

سلام! بله اين آلبوم جديدعصار به نظر منهم خيلی قشنگ مياد! کار متفاوتيه! ۵ و ۸ خيلی جالب بودن! خوش و خندون باشين!

laila

چه قده اين آهنگ خوشگل بيد من هم گفتم البوم جديد عشاز واسم بيارن هنوز نرسيده دستم ولی ۲ هفته ديکه ميرسه

.

همشو دانلود کردم خانوم دکتر آخريشم امروز صبح. آخه نخونده بودم پستتو.

اروس

سلام! قالب تو مبارک! - اخرين کشيک تعطيل؟! چه خوب! داره تموم می شه ها! - راستی يه بار در مورد کار دانشجويی پرسيده بودی، راستش نمی دونم منطورت چيه، کار دانشجويی طبق تعريف دانشگاه کارهای ادارای دانشگاهه که توسط دانشجو انجام می شه که زمانش بیشتر از ۳۰٪ و کمتر از ۵۰٪ کارمندی رسمیه دانشگاهه! یه سری کار دانشجویی هم هست که در قالب انجمن های تحقیقاتی و معاونت پژوهشی ها انجام می شه که حقوقش مسخره است! ساعتی ۲۰۰/۳۰۰ تومن! تازه همین پول مسخره هم تا حالا من ندیدم به کسی داده باشن! به سری کار دیگه هم هست که می شه به عنوان داشنجو ولی با قراداد و پول درست حسابی مثلا در زمینهء تحقیق انجام داد که پیشنیازش گذروندن یه سری دوره و سابقهء این جور کارهاست و بحثش فرق می کنه، حالا منظورت کدوم بید؟!