مرغ خوش الحان!!:))))

چند وقت پيشا بود که با هم هم تنها بودم .از خواب بيدار شد و بنای گريه کردن گذاشت....نميدونستم بايد چی کار کنم که آروم بشه...رفتم گذاشتمش توی تاب ...همينطور که اون تاب ميخورد منم با خودم شروع کردم به خوندن اين شعره که ميگه :بهار دلکش رسيد و دل به جا نباشد .....يک آن به خودم اومدم و ديدم کلی گذشته و هم هم آروم نشسته توی تاب و با چشمای گرد نگاهم ميکنه ...ديد که نگاهش ميکنم لبخندی زد و اوم اوم کرد خنديدم  گفتم دوست داشتی خاله؟؟سرش رو به نشونه تاييد آورد پايين...اول فکر کردم براش تازگی داره و دوبار که بخونمش دلش رو ميزنه ولی حالا مامان هم که ميخواد آرومش کنه ميگه شقايق براش شعر بخون :))))))امروز تو ترافيک نيم ساعت تموم داشتم براش بهار دلکش ميخوندم و اونم آروم گوش ميداد و تا شعر تموم ميشد ميگفت<< اوووووووم >>يعنی باز بخون منم عين ضبط دوباره ميرفتم اول شعر!!!:))))حسی که هم هم به بهار دلکش داره يه جورايی مث همون حسيه که من به مرا ببوس داشتم و البته هنوزم دارم....اون من رو جادو ميکرد و اين هم هم رو. چطوريه که ميون اين همه شعر و اهنگ؛ بعضی آهنگا اينجوری ميشن نميدونم:)

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
ری را

سلام دوست عزیز وبلاگ نویسم خسته نباشید...واقعا وبلاگ زیبا و نوشته های جالبی دارید از این رو خوشحال میشم به کلبه ی محقر و کوچک منم یه سری بزنید و من رو هم با حضورتون خوشحال و مستفید کنید. بای

آرمين

بازدهيت عــــاليه! ۳ ساعت ۱۶ نفــــــــــر؟ تقريبا روی حد ايده آل جمع آوری اطلاعاته. اين شکلی که سه سوته ۵۰ نفر تموم ميشه :)‌ آندوسکوپی روده خيلی باحال بود. :)‌ ايشاا.. تا قبل از عيد ۵۰ تا تمومه ديگه نه؟ فقط مسالش اينه که تا ليلی برگرده کلی طول ميکشه. بايد يه فکری کنم آمار رو زودتر برسونی دستم. مرسی. کار خوبی خواهد شد مطمئنم :)‌