سايه ای بر سر

-فرم شماره 3 توي طرح پزشك خانواده يه فرم حياتيه!توي اين فرم فقط بايد اسم بيماراني كه دفترچه بيمه روستايي دارن ثبت بشه و از اونجايي كه تو يه مركزي مثل مركز ما ساير بيمه ها هم زياده و براي اينكه معلوم بشه كلا چقده مريض ديديم ميگن آخر فرم تعداد كل ويزيت شده ها رو هم بنويسين....هيچي خلاصه اين ماه هر كار كردم اختلاف بين كل بيماران و بيماران روستايي زياد شد حدود 800 تا كل ويزيت شده ها بود اما روستاييها حدود 400 تا! ميدونستم يه جاي كار اشكال داره ولي قضيه هم هم پيش اومد وفرصت نشد پيگير ماجرا بشم تا اينكه ديروز كه اومدم مريض ببينم و دفترچه م رو باز كردم خشكم زد!از تاريخ 21 ام تا 30 ام برگه ها جا مونده بود! كه ميشد 180 تا مريض!!!!!!!!!!!!!!!!!!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 2- خيلي خنده داره كه از كسي راهنمايي بخواهي ولي تمام مسائل رو براش نگي!من نميدونم اون مشاور بيچاره چطوري ميتونه از يه سري ندونسته ها نتيجه گيري كنه و يه راهنمايي درست بكنه !!!......من تازگيا ازاين مشاوره هاي خنده دار خيلي درخواست ميكنم!

3-هم خونه اي جديد يه مرتاض به معناي واقعي كلمه ست! نه چيزي ميخوره نه كاري ميكنه!!!بهش ميگم بابا جنون ميگيري بيا لااقل يه تلويزيوني نگاه كن ميگه ميخوابم!!!ميگم آخه مگه چقدر ميشه خوابيد!ميگه خب نماز ميخونم!ميگم بابا مگه نماز جعفر طيار ميخوني كه يه روز طول بكشه خب بعدش چي؟؟؟ميخنده!الان هم صدا ازش در نمياد!نميدونم داره چي كار ميكنه! راستش از وقتي ديدمش به خودم اميدوار شده م

4- ديدن پدرام يادم آورد كه چقدررررررررر دلم واسه نسيم عزيزم تنگه...فكر ميكنم به ايران كوچيكي كه بچه ها اونجا براي خودشون ساختن...به پدارم گفتم شايد همه همه رضايت تو از كوچ همين باشه كه همه كسايي كه دوستشون داري رو با خودت داري....خب شرايط كه خوب هست غم نديدن عزيزان هم كه نباشه ديگه مشكلي باقي نميمونه  ميمونه؟؟؟

5-بيصاحم!صاحبم يخ!بي صاحبم!صاحبم يخ!بي صاحبم!صاحبم يخ!......اين جملات مال صفحه سوزن خورده طوبي خانمه كه هر بار كه وارد اتاقم ميشه تكرار ميكنه.....طوبي معتقده كه دليل فقرش..دليل تنهاييش و حتي دليل اينكه همش مريضه هم همينه! نبودن صاحب!!! Jميدوني؟آخه اينجا به شوهر ميگن صاحب!و البته نگفته پيداست كه اينجا شوهر همينكه باشه كافيه!حتي اگه نون تو خونه نياره...حتي اگه زن و بچه ش رو زير مشت كبود و سياه كنه....حتي اگه معتاد باشه...و خيلي از حتي هاي ديگه !!

6-رييس مركز شهري مجاور شد رييس بيمارستان!!!!!!! دلم براي بيمارستاني هاي بيچاره ميسوزه!!!البته براي خودمون هم!اخه ازش بعيد نيست كه امروز و فردا زنگ بزنه و بگه واسه مون كشيك بيمارستان گذاشته

7- نگاهش نگاه زلالي بود كه از يه دل اروم و يه روح بي تلاطم خبر ميداد و سادگيهاش اونقدر غير منتظره و دور بود كه به خنده م مينداخت....گاهي كه از قالب بزرگونه در ميومد همون بچه گندمگوني ميشد كه در نهايت ارامش و سكوت پر از طنز بود و زيركي ...شب خوبي بود و تكراري بودن سوژه گيس بريده و تلخي اغراق گونه ش از خوشيش هيچ كم نكرد....فكر ميكنم به اينكه يعني ما ميتونيم بازم توي دنياي پر از مشغله بزرگونه مون همه اون يكي بودن ها و لذت با هم بودن ها رو زنده كنيم؟؟؟؟

8-امروز و فردا و پس فردا اينجام!تو اتاق 3 در 4 ام !و اميدم فقط به همين آغوش همواره باز اينترنته:)

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
اروس

:)

سارا

it was very nice and great..good luck.byby