؟

آسمون ابره .از اون ابر سياههای بی رحم بی بارون...روزی سختی بود امروز روزی پر از حرص خوردن های ريز ريز و الان بعد از ۹ ساعت کار پناه گرفته م پشت کيبورد و تق تق انگشتهام سکوت خونه رو ميشکنه.هاش قراره بياد پيشم و همين پر از حس خوبه و با هر صدايی پشت در میپرم شايد که خودش باشه....

نميدونم چطور بعضيا انقده به خودشون اجازه ميدن که تو يه چيزهايی دخالت کنن...چند وقت پيشا راجع بهش شنيدم که بهورزا رو تشويق کرده بود که بر عليه يه سری از مدرسها توی يکی از کلاسها طومار جمع کنن که چی؟که ظاهر اونا مناسب نبوده و حواس پرت کن !!!بوده!وقتی اين رو بهم گفتن دهنم بااااززز موند اما راستش خيلی باورم نشد ولی ديروز وقتی اون دخترک بيچاره حيرون اومد جلوم نشست و گفت به مانتو و بيرون بودن موهاش ايراد گرفته ديگه جايی برای شک و شبهه نموند..تمام حرفهايی که جدا  جدا شنيده بودم مثل قطعات پازل کنار هم قرار گرفت و تصويری ساخت که مثل خيلی از موردهای مشابه دين زده يا شايدم بهتره بگم دين زده ترم کرد!فکر کردم به دليل اين کار...يعنی منظور امر به معروف و نهی از منکر بوده؟؟مگر خود دين نگفته اونجا که امر به معروف و نهی از منکر توش خطر فساد و دين گريزيه ازش بپرهيزين..تازه نميدونم برای اين متدينين چيزی اصلا به اسم حريم خصوصی يا احترام به عقايد فردی معنا داره؟؟؟؟که اگه بود که اينطور نميشد ....ميگه گفته ظاهر تو اگه باعث بشه احساسی تو کسی بوجود بياد چی؟؟؟؟؟...از ديروز تا حالا همش دلم ميخواد بلند داد بزنم..تف به اون اعتقادی که بخواد با ديدن دو تا تار مو بلرزه....تف به اون مردی که اونقدررررر مرد نيست که بتونه به فرض که يه موجود وسوسه انگيز رو هم ببينه خودش رو و اعتقادش رو حفظ کنه و نلغزه....

امروز برای اولين بار توی تمام ۱۱ ماه گذشته با پای بی جوراب رفتم درمانگاه....مقابله به مثل بود اين کارم؟؟؟نميدونم...شايد اعتراض خاموشی بود به برخوردهای اين چنينی و اينکه بپرسم من با پای بی جوراب همون آدم ۱۱ ماه قبلم که خوب بود و بچه مثبت بود و دکتر نمونه بود و ال بود و بل بود؟؟؟يا نه؟؟گوشه پام که از زير شلوار بيرون ميزد...من رو ۱۸۰ درجه چرخوند و از من يه آدم ديگه ساخت؟؟يکی در خور جهنم؟؟؟؟

به هيچ وجه نمی خوام دين و اعتقادات دينی رو به سخره بگيرم اما نميدونم چرا هر چی که سعی ميکنم نميتونم اين دين رو و البته اين دينداری رو قبول کنم...

من اگر نيکم اگر بد تو برو خود را باش....هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت!!

/ 7 نظر / 4 بازدید
laila

salam shaghayegh joonam, to har jor ke rahati zendegi kon, man ke inkaro mikonam,midoni yk chizi nazdike gheire momkene makhsosan toie sharestan va dohat haaaaaaa, vali rahat bash

علی مقيمی

اين دينداری غالب آدمهای اين مرز و بومه! همون اکثريتی که ما هيچوقت نديديمشون و نميبينمشون! غالب مردم کشور ما آدمهای با فرهنگی نيستن! منظورم از فرهنگ اين نيست که مثلا قاشق و چنگال رو بلد باشن با کدوم دست دست بگیرن منظورم هم حتی این نیست که از موسیقی و شعر و عرفان سر در بیارن... منظورم از فرهنگ حداقلشه یعنی اینکه به بقیه احترام بذارن و به افکارشون... بدیش اینه که قدرت رو هم همین گروه بی فرهنگ دست دارن و نتیجه اش همین میشه! این مدت فقط فرصت تجربه و دیدنه و انتخاب کردن! خوب ببین تا یه عمر درست تر انتخاب کنی! سخت نگیر!

bacham akhe oon zanikeye divoone arzeshe in hame herso dare? velesh kon oon olagh!!! hamash khode kharsh fekre shoovareshe ke az dastesh naghapan to in kharo mazhare din midooni? vel kon baba

بدجنس

ای بي تربيت بی جوراب. الهی امشب طالبان به خوابت بياد. ای واااای

آدمک

نمی دونم چرا با خوندن این مطلب ناخودآگاه یاد شعر کاروانسرای ایرج میرزا افتادم .خدا رو شکر که شرع نبي از اين خطر هم جست. امان از این جماعت که بهشت و جهنمشون به چندتا تار مو بنده. ضمنا اون دوبیتی که تو کامنت مطلب قبلی نوشتم از مرحوم عمران صلاحی بود اون موقع هنوز زنده بود. روحش شاد.

شقايق

به ليلا:کارت چی شد خانمی؟؟؟به علی:سخت نميگيرم ولی وجدانی گاهی نميشه حرص نخورد:)به بدون نام:بگم کی هستی؟؟؟؟؟؟؟بگم؟؟؟؟؟؟:)))به ادمک:باورم نميشه عمران صلاحی فوت کرده:(من خبر نداشتم:(چقدددددررر با نوشته هاش کيف ميکردم..روحش شاد.

علی

سلام اين دين رو قبول دارم ودينداری رو نه خودم هم شاهد اينچنين ظلمهايی در پناه دين بودم . حضرت علی هم از اين برخوردها و آدمها ضربه خوردند .