قلق

۱-توی تقویم نوشته:افسوس خوردن به خاطر چیزی که ندارم هدر دادن چیزیه که دارم:)

۲- من عاشق بچه هام...عاشق به معنای واقعی کلمه اما وقتی رفتار خودم رو در مقابل بچه ها با رفتار خواهرم مقایسه میکنم میبینم که اون دنیای بچه ها رو خیلی بهتر درک میکنه انگار و بیشتر به دل بچه ها راه میاد......فکر میکنم کار من رو اینطوری کرده!من یه جاهایی خیلی زودتر از اون عکس العمل نشون میدم....مثلا وقتی بچه ای رو میاوردن توی اتاقم...بعد از گپ اولیه وقتی مثلا به بهانه نجات دادن جوجوی ته حلقش یا مثلا دیدن دندونهای خوشگلش یا اینکه ببینم زبون داره یا نه میخواستم ازش دهنش رو باز کنه وقتی بعد از دو سه بار گوش نمیداد سه سوت قفلش میکردم و ته حلقش رو میدیدم... با یه عالمه مریض منتظر نه  وقت ناز کشیدن بیشتر رو داشتم نه گاهی حتی حوصله ش رو....یا مثلا سر آمپول زدن و این برنامه ها اگر میخواستم به دل بچه ها راه بیام و اذیتشون نکنم نباید آمپول میزدم که این نه تنها محبت نبود که ظلم هم به حساب میومد...شاید همین بوده که من یواش یواش اینطوری شدم!وقتی به هم هم میگم بیا دوات رو بخور و سه بار با اداهای مخلتف تکرار میکنم و باز زیر بار نمیره دفعه چهارم میگیرمش و به زور دوا رو میریزم تو حلقش!:)))یا مثلا وقتی دو بار به زبون خوش بهش میگم غذا بخور و نمیخوره منم بیخیال میشم ولی تو همین مورد میدونین خواهر کوچیکه چیکار میکنه؟؟؟خیلی ریلکس بهش میگه خب تو یه قاشق به من بده منم یه قاشق به تو میدم و اینطوری یه خروار غذا میده به خوردش:)))

هوووم .....فکر کنم باید یه تجدید نظری بکنم تو کارهای خودم!

۳-گفته بودم آدم باید احمق باشه که با طناب پوسیده تو  دوباره بره تو چاه!نه؟؟؟خب حالا خوب نگاه کن اون آدمی که وایساده رو به روت و با یه دنیا ناباوری باز باورت کرده همون ادم احمقه!

۴-با صدای  زنگ اس ام اس از خواب بیدار میشم....از لا به لای پلکهای نیمه بسته م نگاهی به صفحه موبایل میکنم بعد از ۴ اس ام اس رسیده این اخری گویا موثر واقع شده و بیدارم کرده .به زحمت مفهوم کلمه های تایپ شده رو میفهمم و جوابی میدم ...کمی حرفها کش میاد ..گیج خوابم و میگم که من دیگه بخوابم....جواب میاد که شب بخیر...دو بار نگاه اس ام اس میکنم جای چیزی خالیه انگار!دو نقطه ستاره که همیشه همراه شب به خیر بود...به خودم میگم خوابی شقایق...صبح حتما پیداش میکنی!

۵-الف مثل آرزو ..امید...انگیزه  و شین مثل شقایق آرزومند امیدوار با انگیزه:)

۶- دلم می خواهد دور و برم فقط آدمهایی باشند که احساسات و انگیزه هایشان را با کلمات بیان می کنند . پیرم برای تفسیر کردن رفتار و اعمال .

/ 9 نظر / 7 بازدید
مريم

گفتی دلت ميخواد دور و برت پر آدمهايی باشن که احساساتو انگيزهاشونو با کلمات بيان کنن... فک کنم اين يه حس مشترکه. منم انگار وقتی حرکات پانتوميم باشه مسخ ميشم نميفهم و شايد هم خنگ... هميشه فکر ميکنم کسيکه حرف میزنه ارزش فکر کردن داره... خيلی اوقات آدمای اروم و بی سروصذا خيلی راحت زير دستم missميشن!

دژاوو

بهار فصله شقايقه بايدم اينطور باشه

laila

ديشب کامی جون قاط زد٬ امروز سعی ميکنم واست ميلشون کنم تا بفهمييييييييييييييی listening يعنی چه!!!!!!!!! ولی به حرفهای ديشبم خوب فکر کن

شقايق

ليلا اين چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟من listening تافل رو بد نميفهمم ولی اين رو حتی يه جمله ش رو هم نفهميدم از همش فقط ديابتش رو ميفهميدم:)))))))بعد ميگی برو امتحان بده؟؟؟چی چی رو امتحان بدم من که منفی هم نميارم ازش:(

.

پس بگو.. قضيه آقا فيله است و هندستون. باشه ولی تصميما بنظر متناقض میان و این میتونه تلف کننده عمر و وقت آدم باشه يه خط رو بگير و برو .. یا خانواده و عشق یا دل کندن. با همه اینا غیرممکنه یا اگرنه خیلی مشکله. بهر حال موفق باشی

عاليه

دوهفته اقامت دربهترين هتل ايران،ديدارخصوصي بادکتراحمدي نژاد،صبحانه کره محلي و عسل سبلان،ناهارآبگوشت بزباش،شام کباب بناب،حضوردرتمام بخش هاي خبري دنيا،يک دست کت و شلوار هاکوپيان،بليط پرواز مستقيم به لندن،به اضافه دهها جايزه ديگر..کافي است يکبار به آبهاي ايران تجاوز کنيد

علی

سلام و عرض ادب و احترام به شما پزشکان و دانشجويان پزشکي گرامي مي دونم که اکثر شما وبلاگ نويسهاي پزشکي (البته ببخشيدبنده را ولي بهتر بگم ترسوهاي روزگار)با کامنت هاي من اشنا هستيدو تا حدودي مي دونيد که بنده به جد پيگير هستم که همسر اينده ام يک پزشک باشه ولي متاسفانه هنوز کسي حاضر نشده که در اين مورد به من کمک کنه(شايد به علت ترس ياغروريا سو ظن يا ...باشه)ايکاش کسي بود به شما مي گفت که من انسان بدي نيستم و به خدا قصدم ازدواج هست نه چيز ديگه اي. خيلي ها در قسمت نظرات در وبلاگم نوشتند که دخترهاي پزشکي عاطفه ندارند و چون پزشک هستند لذا براي خانواده هاشون ارزشي قائل نيستند البته من تصميم خودم را گرفتم و اين کاملا واضح است که همه پزشکان خانم از نظر اخلاقي شبيه هم نيستند ومطمئنم کساني هستند که با مرام و با ايمان و متواضع باشند .اگرچه به مقتضاي شغلي ام و نداشتن يک معرف دچار مشکل هستم ولي همه راهي را تست مي کنم.به هر حال جوينده يابنده است. اميدوارم به لطف خدا قبل از اينکه دوره دکتري را شروع کنم به اين هدفم برسم. در پناه خداوند متعال باشيد.

دخترارديبهشتی

همون تقويم خوشگله؟؟ من هم فکر می کنم اقتضای شغليمونه...من هم تو اين مورد بی حوصله می شم!