صدای قلب من

۱-

 مهاجرت را که بپذیری، مرگ آدم‌ها را هم می پذیری، به همین راحتی. گریه هم نمی‌کنی، به همین راحتی. به لحظه آخرشان هم فکر نمی‌کنی، به همین راحتی.

۲-

۳-
اون روزها  نه خیلی قبل وقتی که ساعت ۶ صبح میومدم آن هیشکی نبود...خودم بودم و خودم و صفحه های وبلاگی که به شوق نوشته های اخر شبشون یکی بعد از دیگری باز میشد...حالا اما ساعت ۶ صبح صفحه یاهو مسنجرم پره از هپی فیس های روشن و عکس و آیکن....حالا دیگه ۶ صبح من عصره توهه و شب اون....حالا دیگه هر کدوم ما یک سوی این کره خاکی هستیم و دلخوشیم  به همین خطوط سیاه ریزی که پشت هم تایپ میشه ...گیریم که آسمون من پر از افتاب باشه و اسمون تو پر از مهتاب !
۴-
یه چند وقته زده م تو خط اهنگهای قدیمی ..نمیدونم این رو شنیدین یا نه:

It's been a long time since you left me
I didn't mean to make you cry
I didn't mean to dissapoint you
I didn't mean to tell you lies

And after all that we have been through
Wont you let me tell you why

Chrous:
One more try, I didn't know how much I loved you
One more try, let me put my arms around you
Living all these lonely nights without you
Oh baby can we give it one more try

It's been a long time since I've kissed you
It always use to feel so good
And if you knew how much I missed you,
You'll forgive me if you could

And now that we have found each other
Can't we give it one more try

One more try, I didn't know how much I loved you
One more try, let me put my arms around you
Living all these lonely nights without you
Oh baby can we give it one more try

And after all that we have been through
Wont you let me tell you why
And now that we have found each other
Can't we give it one more try

One more try, I didn't know how much I loved you
One more try, let me put my arms around you
Living all these lonely nights without you
Oh baby can we give it one more try

Oh girl you know I love you
I just want you to know,
My love will always treasure you
So please just don't let me go


من عاااااااااااااااااشقشم...
۵-
درسته که معتادم به اینترنت و درسته که همیشه خیلی آن میام.ولی ولی ولی از یه حدی بیشتر آن اومدنم فقط یه تشخیص داره!04.gif
۶-
هووووم داره باد میاد اونم چه بااااااااااااااادی!هو هو میکنه و شیشه ها رو تکون میده و میره....یاد  اون شعر می افتم که میگفت:
درخت کوچک من
به باد عاشق بود
به باد بی سامان
!
۷-میدونی؟؟؟موهای یه دست بلندم رو که هیچ مدلی نداره و  به قول تو مث موهای سرخپوستها شده دوست دارم!!پر از حس خوبه وقتی که به سادگی به رسم سالها قبل میبافمش و دوان دوان میرم پی زندگی!
:)
/ 7 نظر / 22 بازدید
آرزو

هوس مو بافته کردم،ولی نميتونم!

Elham D

اين مهاجرته غمناک هست ولی نه تا این حد! . one more try و کالر آی دی قشنگ بودن. مفهوم شعرايی که می ذاری عميقن :) . موهای بافته; ساده و راحت... با یه گل سر توری

علی

سلام وعرض ادب واحترام به پزشکان ودانشجويان گرامي بنده قداست واحترام خاصي را براي پزشکان و پرستاران قائلم و سعي کردم که با وجود مشکلات ومحدوديت هاي فراوان همسر اينده ام را از اين صنف اختيارکنم .حدود دوسال از افراد مختلف خواستم تا در اين مورد به من کمک کنند ولي متاسفانه تا حالا بي نتيجه بوده علتش را نميدونم.انساني هم نيستم که به اين زوديا خسته بشم و مطمئنم کسي پيدا خواهد شد ولي چه کسي کجا و..؟نميدونم.الله اعلم.باور مي کنيد اکثر بيمارستانهاي تهران و اصفهان را رفتم وجستجو کردم ولي بي نتيجه بوده.يا نامزد داشتن يا حاضر نبودن بياند اصفهان زندگي کنند يا خيلي مرفه بودنديا.. نميدونم شايد خدا اينکونه مي خواد ما را ازمايش کنه. جالبه ؟نه؟ گرچه معتقدم ادمي چيزي را که با سختي بدست بياره براش خيلي ارزش واحترام قائل خواهد شد ولي ديگه راهي را نميدونم که مرا به مقصد برسونه شما ميدونيد؟اينترنت و وبلاگهاي پزشکي اخرين اميدم بود تاشايد کسي کمکم کنه.شايد هم من از اين مطلب غافلم که خيلي وقت فاتحه مهرباني وعطوفت خونده شده وسنگدلي باب شده.درسته؟مهرباني کيلو چند؟پول ومقام را بچسب. خدا نکنه تو اين روزگار کسي محتاج خلق بشه.امين

هستی

چيزی که اشک به چشم من مياره نپذيرفتن مهاجرت نيست...دل تنگيه واسه اونايی که رفتن! از دست اين کالر آيدی...نميشه حتی زنگ زد فوت کرد..بابا پس ما چه جوری کرم بريزيم!؟

پرویز محمدی

هنوز هم قشنگ می نویسی.اون زمونها من به دنبال رد و نشانی از دیار خویش رزن و قروه درجزین بودم.و در این مسیر با نو شته های تو آشنا شدم.نوشته های یک بانوی پزشکی که اندیشه ورز و انسان دوست بودو در عین حال درونش پر از شور وشیدائی و پر از خلاقیت ها بود.و او در دیار من با مردمانی سرو کار داشت که من ریشه ام از آنها بود. من در غربت بودم و او در وطن من در غربت بود. و تو...و تو در حقیقت یکی از آنهائی بودی که در من شعله های وبلاگ نویسی را افکندی.خداوند تو را پایدار نماید.www.parvizm.persianblog.ir