*خسته م اما خوبم :) ... تلفن دو روز قطع بود..بی خبرم از نتیجه انتخابات و راستش جرات سوال کردن رو هم ندارم.از اینکه جوابم مگه مهمه باشه یا مگه فرقی هم میکنه میترسم..روز انتخابات به قدر کافی دل زده که نه دلزده تر شدم و دیگه بیشترش رو طاقت ندارم. نمیدونم چطور از انتخابات پیش میشه درس عبرت نگرفت و نمیدونم چطور نمیشه باور کرد که حتی میون بد و بدتر هم میشه بد رو انتخاب کرد و امید داشت که بار بعد از بد به خوب برسیم نه از بدتر به بدترین! ..بگذریم. ... پدر پزشک عمومی محبوب شهر فوت کرد و اون آقای دکتر شق و رق و مرتب کلی آزرده و آشفته س و کلی دیروز غصه ش رو خوردم..اخر ماهه و گم شدم میون فرمهای شماره ۳ و مهر کردن برگه های بیمه و ارزشیابی پرسنل و ضریب کارانه و اضافه کار و آمار و آمار و امار....تا ۱۴ و ۱۵ که ۴۸ ساعته کشیکم دیگه کشیک ندارم و دیگه هم اینکه  آخر هفته بعد از  سه هفته دارم میرم خونه:)

همین:)

*ميگه خودت بايد تصميم بگيري.و من فكر ميكنم به حرف پرنام عزيزم كه ميگفت يه چيزايي مال خود خود آدمه.

*به رود زمزمه گر گوش کن که می خواند
سرود رفتن و رفتن
و برنگشتنها ....

*ميگه از استان خواستن يكي از پزشكهاي اينجا رو به عنوان پزشك خانواده نمونه معرفي كنيم و شما انتخاب شدين. ايرادهاي طرح رو ميخوان از نظر شما بدونن كي ميتونين به دست ما برسونين كه فكس كنيم؟ميگم مرسي از نظر لطفتون...فردا كه براي كلاس ميام رزن ميرسونم دستتون..گوشي رو ميذارم و فكر ميكنم به اينكه از كجا ميشه شروع كنم وقتي كه يه دنيا ايراد و مشكل هست و چطور ميتونم دونه دونه ايرادهايي كه توي يك سال گذشته با گوشت و پوستم لمس كردم رو بگم كه  هم تاثير گذار باشه و هم قابل پذيرش...نگاهم به دره و تو فكرم كه صالحه خانم كه سرفه امانش رو بريده بود با جعبه خالي برونكوتيدي توي چهارچوب ظاهر ميشه و ميگه يورولميز و من لبخند ميزنم به روي چروك و مهربونش و ميگم سرفه ت خوب شده نه؟؟..سرش رو تكون ميده و ميگه چخ ممنون....

*امروز وقتي كه بعد از كلي معطل شدن تو بانك اومدم سوار ماشين بشم گفتم ببخشيد تو رو خدا خيلي طول كشيد....آقاي ح گفت چي رو ببخشم ؟همه رزن مال تو و من يهو دلم هواي بابايي پير دبيرستانمون رو كرد كه هر وقت كارش داشتم و جمله م رو با ببخشيد شروع ميكردم ميگفت چي رو ببخشم بابايي همه دنيا مال تو!...چقدر دلم براش تنگ شده...نميدونم دبيرستان كوچيكمون با اون كوچه بن بست و اون درخت پير سپيدار هنوز هم بابايي رو با خودش داره يا نه؟

* چه بگويم با من اي دل چه ها كردي؟

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی

زندگی بعضی وقتا بد بازيايی داره.هيچ وقت فکرشم نمی کردم روزی خودم نظر بد و بدترو قبول داشته باشم.اما الان از ته دل موافقم و خوب رو ميخوام!می تونی بين اين کانديداهای ... يه آدم حسابی معرفی کنی؟

کوروش

چه شعری! يه دنيا حرف داشت!

.

دیشب یلدا بود تا نزدیک صبح بیدار بودم و فکر میکردم .خانوم دکتر تو درس بزرگی به من دادی در طول این چند هفته و شایدم چند ماه گذشته و دیروز و از اين بابت ممنونم ازت.

مهشاد

salam az esme weblogeton maloome ke shoma ham fereydoon moshiri ro doost darid .neveshte hatoon ham be sadegi o zibayee e moshiriye ... movafagh bashid

مبارک مبارک backgroundetمبارک!!!

من ميخوام بر اين اساس که تو گورگوردره خواب ندارم و خونه خودمون ۱۲ ساعت می خوابم استعلاجی بگيرم!!هشوخ فک نکن من دو درما!!اگه گفتی من کيم؟!!!

:)

eee! ghalebe no mibinam keeeeeeeee

سارا

شقايق جونم. اين بازی شب يلدا را زودی شرکت کن! بدو :) بازی ساده هست: کسی شروع می کنه و 5 نکته از چيزهايی که احتمالا خوانندگان وبلاگش در مورد شخصيت او نمی دونند می نويسه و در آخرش هم 5 نفر را معرفی می کنه. اون 5 نفر هم به همين ترتيب 5 نکته از چيزهايی که کمتر کسی در مورد شخصيت اون ها می دونه را می نويسند و هر کدوم 5 نفر ديگه را معرفی می کنند و همين جوری ادامه پيدا می کنه. "

سميرا

من ديدم سارا دعوتت کرده..اما خوب منم اصرار کردم..:)

سورنا

سلام:) مبارکه...