۱۶ آبان

چهارمین روز متوالیه که آسمون میباره.گمانم اگر تهران بود الان تنه همه درختهای پیر ولیعصر سبز شده بود و بوی جادویی بارون میداد اینجا اما سرد سرده و سردی هوا نه بویی برای بارون گذاشته نه شوقی برای من.روی تخت نشسته م  و به صدای بارون گوش میدم و عطسه میکنم و مینویسم:امروز هم روز دیگه ای بود مثل همه همه روزها درمانگاه خلوت بود و فقط ۳۰ مراجه کننده داشتیم که هیچکدوم غیر از یک مورد پیلو نفریت وقت و توجه خاصی نمیخواستن و به قول دکتر جفرودی یا باید اب دماغ خشک میکردم یا روده ها رو متوقف!:)دیشب مهمون بودم خونه یکی از بهورزا.شب خوبی بود پر از بوی خونه و غذای مامان پز و البته گرمای بخاری گازی:)).یه عاالمه عکس گرفتم واسه تمام روزهای بعد از گورگوردره.امروز روی میز نامه ای دیدم از مرکز که از جمله نامه های به اصطلاح حساس ساز بود .نامه ها یی که مثلا مورد مرگ مادر باردار یا کودک زیر یک سال رو بیان میکنن و میگن اینطور نمیشد اگر مثلا دکتر فلان میکرد و بهورز بهمان!در مورد یکی از بچه های گورگوردره بود که بعد از ۵ روز مراجعه به این دکتر و اون دکتر اخر با تشخیص سپسیس نومونی تو بیمارستان مرده بود...من اصلا مریض رو ندیده بودم و قاعدتا نباید شرمنده اتفاقی میشدم که افتاده بود اما همین که اسم گورگوردره بالای برگه ارسالی بود و همین که یه بچه کوچولو تو این دوره زمونه به خاطر پنومونی مرده بود برای شرمنده شدنم کافی بود انگار!..نمیدونم من اگر جای خانم دکتر هم مرکز بودم کار بیشتری میکردم برای بچه؟؟؟؟یا منم به یه ارجاع شفاهی افاقه میکردم؟؟

دارم کتار زهیر رو میخونم با هاش عزیز مبادله کالا به کالا راه انداختیم کتاب میدم و کتاب میگیرم...نوشته:آزادی همان بی تعهدی نیست!آزادی توانایی انتخاب و تعهد به آن انتخاب است.

میخونم و دونه دونه انار تو دهنم میذارم و مزه مزه ش میکنم!هم انار رو هم نوشته های کتاب رو و تلفن برای بار صدم زنگ میزنه!میدونم پسریه بی لهجه که منتظره که تلفن رو بردارم و به شیره کاملا بچه گانه مزاحمت کنه...کار اون بچه گونه ست و ترس من از این مزاحمتهای تلفنی از کار اون بچه گونه تر!

میخونم:تازگی ها به چیزی پی برده ام.دوست واقعی کسی است که موقع پیشامدهای خوب کنار آدم است .کسی که کنار ما بالا و پایین میپرد و به خاطر موفقیت های ماشادی میکند.دوست کاذب کسی است که با ان قیافه غمگین و آن همدردی فقط! لحظات سخت ظاهر میشو و در واقع مشکلات ما تسلایی است برای زندگی نکبت بار خودش

...

/ 2 نظر / 6 بازدید
پيام

سلام.دوست خوب کسی هست که هميشه در کنار ما باشه تو سختی ها و خوشی ها.روزهای خوبی داشته باشين بدون مزاحم تلفنی

علی مقيمی

سلام! خسته اين به نظرم! يا شايد من حس ميکنم! خسته نباشين! دوست خوب رو اون طمان ميبينی که شرايطش با تو يکسان نيست. وقتی که تو شادی و اون غمگين يا برعکس. اونوقت ميفهمی کی دوسته! خوش و خندون باشی!