بدعت

1-چند وقت پيشا يه پسر بچه اي رو آوردن پيشم كه از رو دوچرخه افتاده بود و سرش بخيه ميخواست...زخمش رو نگاه كردم يه پارگي داده بود حدودا دو سانت بدون اكتيو بليدينگ...توشه كردم مشكلي نداشت اومدم سوچور كنم ديدم چيزي واسه شيو كردن موهاي اون ناحيه نداريم...از خانم دكتر هم مركز پرسيدم شما چي كار ميكني گفت يكم با قيچي موها رو كوتاه كن..خلاصه منم ديدم چاره اي نيست ...همين كار رو كردم و يه عالمه هم با سرم و بتادين شستمش و سوچور كردم و يه سفالكسين هم دادم بهش و با دستورات لازم مرخصش كردم...چند روز پيش از يكي از بهيارهاي مركز شهري مجاور كه اتفاقا آقاي خيلي خوبي هم هست برام خبر آوردن كه به خانم دكتر بگين ما كه ميدونيم اونجا حداقل امكانات رو داره..خودش رو اذيت نكنه واين موارد رو بفرسته شهر و گفته بوده كه زخم اون بچه هه عفونت كرده بوده ..انقده غصه خوردم كه نگو...من هر كار ميتونستم براش كرده بودم..شششرايط استريل رو هم تا اونجا كه اين وسايل مسخره ومحدود ما ميذاره رعايت كرده بودم نميدونم چرا اينطوري شدL سپردم كه از اون آقا بهياره تشكر كننن و بهش بگن تو كه رئيس نازت! رو ميشناسي كافيه من مريض بفرستم اونور كه تا سطح استان بر عليه م شكايت بره بالاLاين همه اين مدت سوچور زده بودم اينطوري نشده بود فكر كن يه زخم اسكالپ با اون خونرساني توپش تازه با وجود سفالكسين وقتي عفوني بشه يعني بنده سرم رو بايد بذارم  بميرم!

 

2-جمعه يه مريضي رو آوردن با استفراغ و درد شكم...ميگفت 4 بار از صبح استفراغ كردهو ناحيه اپيگاسترش رو نشون ميداد كه درد ميكنه...گفتم بخوابه تا معاينه ش كنم..دوباره ازش خواستم تا با دست محل درد رو نشون بده و از پايين شكمش شروع كردم به لمس كردن و ازش خواستم هر جا درد داشت بگه كه يهو شروع كرد به عربده كه من ميگم معده م درد ميكنه اونوقت تو اونجا رو معاينه ميكني؟؟؟؟ميخواستم بگم احمق اون دكتري كه يه راست دستش رو ميذاره اونجايي كه درد داري كه سواد نداره اما  ماتم برده بود..خب بي طاقتي و عصبي بودن مريضها رو خيلي ديده م اما والا تا حالا نديده بودم كه اينجوري تو پروسه معاينه م مداخله كنن..گفتم درست صحبت كن..گفت تازه بيش از اندازه هم درست صحبت كرده م! نگاه همراهش كردم و گفتم بردار مريضت رو ببر! گفت شما ببخشيد خانم دكتر ..مريضه و اين حرفا....ديگه هيچي نگفتم آروم سرمش رو وصل كردم و يه پلازيل و هيوسين زدم توش!يكم بعد بهتر شد...همونجوري كه خوابيده بود گفت ببخشيد خانم دكتر بي ادبي كردم....گفتم مهم نيست ولي يادت باشه براي يه دكتر حرمت قائل باشي من به خاطر تو امثال تو روز تعطيلي اينجام لااقل براي كاري كه برات ميشه ارزش قائل باش!يادم افتاد به دوره بهداشت كه رفته بوديم دماوند ..يادمه يه شب تا صبح من استفراغ كردم اما حتي يكي از اون 5 نفري كه تو اتاق بود بيداار نشد انقده بي صدا بودم تا صبح و سعي كردم مزاحم خواب كسي نشم...اون وقت اين پسره ديوونه كه قد و قواره ش سه برابر من بود واسه يه شكم درد هر چي از دهنش در اومد به من كه خير سرم دكترم گفت!!!!!!الحق كه بعضيا فقط هيكل بزرگ ميكنن!

3-كارگاه گذاشتن همدان...كارگاه تغذيه..فردا روز آخرشه و راحت ميشيم...انقده 7 صبح از خونه زدم بيرون 7 شب اومدم همه تنم درد ميكنه..

4-15 هم كلاس دارم و هنوز حتي مطالبش رو جمع و جور نكردم...فكر كن تو اين يك روزي كه دارم ميرم تهران كم كار ريخته بود سرم يه شهدا رفتن و تو كتابها وول خوردن هم اضافه شد...از ديروز تا حالا هي دارم حساب كتاب ميكنم چطوري اين حجم كار رو ميشه توي يك روز كرد..بندرييييييي بندرييييييييييي

5-اون اوائل كه اومده بودم اينجا كار ترجمه گرفته بودم..اون موفع هنوز ميز نداشتم....بخاري نداشتم!چهار زانو توي كورسوري يك دونه لامپ مينشستم روي زمين و حالا ترجمه نكن كي ترجمه كن....يادمه گاهي از كمردرد به خودم ميومدم و ميديدم كه ساعتهاست كه دارم لغت بالا پايين ميكنمJ الان فقط مونده اديت نهاييش رو بكنم كه ديگه بره زير چاپJ خوشحالم خيلي...نه چون اسمم ميره پاي كتاب...نه چون يه مثقال پول بهم ميدن. چون زحمات اون روزهام نتيجه داده و اين خيلي لذت بخشهJ

6-بي صبرانه منتظر فردام..همين فردا...همين فردا...همين فردا كه راه خواب من بسته ست...


When there's a shadow near, reach for the sun
When there is love in you, look for the one
And for the promises, there is the sky
And for the heavens are those who can fly

If you really want to, you can hear me say
Only if you want to will you find a way

If you really want to you can seize the day
Only if you want to will you fly away


When there's a journey here follow the star
When there's an ocean here sail to far
And for the broken hearts there is the sky
And for tomorrow are those who can Fly

...

 راستی اندازه فونت خوبه ؟؟؟:)

 

 
/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

اندازه فونت تغييری نکرده که ببين دلم ميخواد هر دفعه ميام اينجا بگم خسته نباشی... اون جزوه ها هم نشد ها فکر نکنی من يادم رفته

علي مقيمي

والا خوندن اين متن با اين فونت مرد ميخواد! نميشه خوند! منهم که آستيگمات اين خط ها هی ميره تو هم! با اين وجود خسته نباشين!

jdha

kheili dorosht bood,khaheshan mesle dafeye ghabl konid,dar zemn kheili khaste nabashin

سارا

به نظر من هم الان درشت شده... :))

۱)گور بابای همشون که اينقد بی ادبن.۲)اين دفعه کسی چرند گفت بگو به خودم مراجعه کنه حالشو جا بيارم. ۳)ديگه خودتو با تبليغ مسواک خسته نکن اين مسائل ريشه ايتر از اين حرفاست.۴)مگه می شه کسی نوشته های دخملمو بخونه،ميخکوب نشه رو صندلی؟۵)تو شعبه مرکزی خدايی!۶)اون بچه هه هم عفونت کرده به خاطر عدم رسيدگی ننه باباشه!تو چی کارشی؟

dar zemn mobile maskhareye asbaba bazitam befroosh!!!!!!!!!!!!! man ke goftam 3230!!!!

علي

سلام مرسي از لطفتون كه اندازه فونتها رو درست كرديد.

تورج

salam l

هركسي كه تو اصفهانه و دوست داره با يه پسر صحبت كنه واهل ايميل دادنه تماس بگيره